قاراقان و ویژگیهای فرهنگی اجتماعی آن
قاراقان و ویژگیهای فرهنگی اجتماعی آن
خلاصه و تلخیص: حسین قاراقانلی
مقدمه
قاراقان[1] (خرقان) منطقه وسيع و یکپارچهای است که به دلایل نامعلوم بين استانهاي همدان، مركزي و قزوين تجزيه شده است. امروز بخشي از آن كه در شهرستان رزن استان همدان قرار دارد «دهستان خرقان»؛ بخشي از آن كه در استان قزوين قرار دارد «خرقان شرقي» و «خرقان غربي»؛ و بخشي از آن كه در شهرستان ساوه استان مركزي قرار دارد «بخش خرقان» ناميده ميشود. سرزمين قاراقان در مجموع ناحيه ايست كوهستاني كه دو سلسله جبال معروف آن يكي «قاراقان داغ» در حد فاصل قاراقان و دهستان درجزين و خلجستان ساوه و ديگري رامند ميان قاراقان و رامند و دهستان زهرا قرار دارند. سلسله قاراقان داغ در طول منطقهاي كه در داخل آن واقع است در هر محل بنامي خوانده ميشود. دو گردنه معروف اين سلسله كوه يكي «سلطان بلاغ» و ديگري «آوا» یا «آوج» نام دارد. در گذشته کوههاي قاراقان ييلاق ايلات ترك شاهسئون بغدادي بوده است. قاراقان در قسمت جنوب غربي قزوين قرار دارد و از شمال به دهستان دودانگه، نواحي افشاريه، زهرا، از شرق به دهستان خلجستان شهرستان ساوه، از جنوب قسمتي به دهستان درگزين استان همدان و از مغرب به ناحيه خمسه زنجان محصور است. کاوش های عملی تپههای باستانی، نشانههای تمدن بشری در این سرزمین را تا بیش از ۹۰۰۰ سال پیش آشکار میسازند. همچنین آثار درخشان معماری اسلامی در کنار طبیعت متنوع و افسونگر منطق، آیینهای از فرهنگ و تمدن کهن را در پیش روی بیننده مینهد. (www.qaraqanli.blogfa.com).
در معجم البلدان آمده است: قاراقان نام قريتي از قراي همدان که بعدها از مضافات قزوين شده است. اين همان قاراقان نزديک قزوين است که به نام سه طايفه عمده ناحيه، به سه بلوک قاراقان افشار [آوشار]، قاراقان بکشلو [بكيشلي] و قاراقان قتلو [قوتلو] تقسيم ميشده است (به نقل از گلریز، 1337). همانطور که از آثار تاریخی و معماري و همچنین شواهد تاریخی در منطقه قاراقان بر میآید، این منطقه در زمان سلجوقيان داراي موقعيت ممتازي بوده و در زمان ایلخانان و صفویه از سوقالجیشی برخوردار بوده است. در این دوران كلنجين (کؤلونگون) از اعتبار بالایی برخوردار بوده و مركز تمامي قاراقان بشمار ميرفته است. از اهميت اين منطقه در دورانهای بعد نیز با توجه به موقعيت خاص آن كه در مسير راه قزوين به همدان قرار دارد كاسته نشد. در حال حاضر جاده آسفالته قزوين ـ همدان، بخش قاراقان را به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم مينمايد. مركز بخش قاراقان غربي آوه است كه در ١١٠ كيلومتري جنوب قزوين بر سر راه قزوين ـ همدان قرار دارد. مركز خرقان شرقي، آبگرم است كه در ٢٤ كيلو متري شرق آوه قرار دارد.
«قارا قان» و «خرقان» كلماتي تركي به معاني زير هستند:
1. نوعي از درخت و يا بوته، اقاقي (به تركي همچنين آغ سالخيم آغاجي[2] ناميده مي شود)، گل ابريشم. بنا به كاشغري نوعي درخت كوهستاني، بوته بيشه. فرمهاي گوناگون آن به صورتهای قاراقان (قاراخاني، تركي ميانه، تركمني، خلجي)، قاراقانا (تركي ميانه)، كاراگان (قيرقيزي، آلتايي)، قاراغان (قزاقي، باشقوردي، شور)، خاراغان (خاقاسي، تووا-توفالار) آمده است.
2. به معني رود كوچك و يا باريكه آب كوهستاني، معادل قرخان[3] مغولي.
3. قاراقان و يا قاراخان نام برخي شخصيتهاي تاريخي واقعي و يا افسانهاي ترك بوده است، از جمله پدر اوغوزخان؛ يكي از چهار فرزند چنگيزخان؛ نام خاني مشهور از اويراتها و ... اين نام همچنين در نام نخستين دولت تركي پس از اسلام، يعني دولت قاراخانلي (در متون اسلامي خانيه، قاراخانيه، آل افراسياب، آلپ ايليگ خانلار، آرسلان بوغرا خانلار و ...) گرفته شده از نام پدر بزرگ ساتوق بوغراخان موسس سلسله قاراخاني نيز مشاهده مي شود.
4. در تاريخ سياسي و اجتماعي ترك، قاراخان به عنوان لقب و رتبهاي دولتي و ندرتا به معني بزرگ قوم بكار رفته است. در نظام دولتي تركي، قاراخان مقام بلندپايهاي بوده است كه دارنده آن از طبقات پايين جامعه به حاكميت رسيده باشد.
5. «قاراخان» در ميتولوژي تركي، به معني خداي خدايان و معادل زيوس يونانيان است. 6. در برخي از نامهاي اماكن جغرافيايي، قاراقان را مي توان تركيبي از قارا (اسم) به علاوه پسوند «قان-قانا» كه دلالت بر مكان دارد دانست (www.toponimler.blogspot.com).
ویژگیهای فرهنگی
زبان و نژاد
مردم قاراقان ترک بوده به زبان ترکی آذربایجانی تکلم میکنند که از شاخه زبان اورال آلتايیک میباشد. از تاریخ ساکن شدن و ورود ترکان به این منطقه اطلاع دقیقی در دسترس نیست و تحقیقات علمی و مدونی نیز در این رابطه صورت نگرفته است و پیوسته این امر قربانی غرضورزیهای سیاسی و نژادی شده است. به همین خاطر برای جلوگیری از بدعت گذاری و تحریف واقعیت به تحقیقاتی که در با اسامی جغرافیایی انجام گرفته استناد میکنیم. زیرا نامگذاری بسیاری از پدیدههای اطراف از انگیزههای اولیهای است که بشر پس از رسیدن به شناخت عقلانی و پدید آمدن تدریجی کلمات و در نهایت زبان، جهت بیان خواستههای مادی و معنوی و ابراز احساسات درونی خویش به آن دست پیدا کرده است (رفاهی، 1380: 14). این نامگذاریها در نتیجه ارتباط و تعاملی است که بین یک ملت و سرزمینش برقرار میشود و در اشکال مختلف ظاهر میگردد که از آداب و رسوم و اشکال لباس گرفته تا نامهایی که یک ملت برای برای خود، شهرها و سرزمینش انتخاب میکند را در برمیگیرد.
مهران بهاری در مقالهای با عنوان «طوایف و گروههای تاریخی ترکی در استان قزوین» با بررسی کلمات و نامهای جغرافیایی رایج در استان قزوین به این نتیجه میرسد که ترکهای ساکن در استان قزوین در چهار دوره زمانی و تاریخی متفاوت به این منطقه وارد شدهاند. وی در این باره مینویسد «در بررسي اسامي جغرافیایي ترکي استان قزوین الگویي که فورا به چشم ميخورد وجود اقلا چهار لایه و موج متفاوت به لحاظ کرونولوژیک از گروههاي انساني ترکي و یا چهار مجموعه مختلف نامهاي ترکي است» (www.sozumuz.blogspot.com). این چهار لایه عبارتند از :
1- ترکهاي باستان: ورود این گروه به منطقه از طریق شمال یعنی از طریق قفقاز و در سالهای پیش از میلاد و پیش از اسلام بوده است.
2- ترکهاي میانه: ورود این لایه از طریق شرق یعنی از آسیاي میانه و خراسان و در سالهای پس از ظهور اسلام تا حمله مغول بوده است.
3- مغولها: این لایه در دوره پس از حمله مغول به منطقه وارد و در این مناطق رحل اقامت افکنده اند.
4- ترکهاي جدید: این گروهها که عمدتا شامل ترکهاي قزلباش است از خاک عثماني (ترکیه، سوریه و عراق فعلي)، و از طرف غرب و در زمان تشکیل دولت صفوي در منطقه سکنی گزیدهاند.
بهاری اظهار میدارد که گاها هر دو و یا سه فرم متعلق به لایه ها و دوره هاي زماني متفاوت یک کلمه، توامان در این استان وجود دارد. مثلا نامهای آقاجري = آغاجري (فرم باستاني) و قجر- قاجار (فرم جدید) نام طايفه، قلیچ = قلج (فرم باستاني) و خلج (فرم جدید) نام خلقي ترک از نمونههای است که به صورت همزمان در نقاط مختلف استان کاربرد دارد. و یا در برخي موارد معادل مغولي اسامي نیز همراه اصل ترکي آنها از قبیل تکین (ترکي) و چیگین = چگین (مغولي) به معني شاهزاده، موران = مورن (مغولي) و اؤزهن = اوزن - چاي (ترکي) به معني رودخانه، جرن (مغولي) و جيیران = جیران (ترکي) به معني آهوي زرد و ... همزمان با هم در این استان به کار برده ميشود (همان). ایشان درباره در ادامه عنوان میکنند که «قسمتهاي جنوبي آذربایجان (مناطق ترک نشین استانهاي قزوین، مرکزي و تهران) از جمله نقاطي ميباشند که طوايف ترکي تشکیل دهنده قاراخانیان به شکل انبوه در آنجا ساکن شدهاند و نامهاي قاراقان (خرقان)، چگین، قارلوق و ... در این نواحي، بازمانده این طوایف ميباشد» (همان).
دین و مذهب
دین و مذهب اکثریت مردم منطقه اسلام و شیعه دوازده امامی میباشد ولی مذاهبی مانند اهل حق (به تعبیر محلی علی اللهی) نیز در منطقه دیده میشود. این گروه مذهبی شامل چندین روستا میباشد که در قسمتهای شرقی و در نزدیکیهای مرز خرقان ساوه اقامت دارند. حتی در بعضی از روستاها شیعه های دوازده امامی و اهل حق با هم و در یک روستا زندگی میکنند.
ویژگیهای جمعیتی
طبق قانون تقسیمات کشوری در 1316، بوئین به عنوان بخش، در شهرستان قزوین از استان یکم تشکیل شد. در تقسیمات کشوری 1355، بخشهای بوئین زهرا و آوج جزو شهرستان قزوین، در استان مرکزی بودند. در 1356، امور شهرستان قزوین به زنجان منتقل شد. در سال 1369 بخش بوئین زهرا به مرکزیت شهر بوئین زهرا در شهرستان قزوین از استان زنجان، شامل دهستانهای رامند جنوبی ، دشتابی شرقی، دشتابی غربی، زهرای بالا، زهرای پایین ، سگزآباد و شهرهای شال و اسفرورین تشکیل شد. در تقسیمات کشوری 1374ش ، بوئین زهرا و آوج جزو بخشهای قزوین در استان تهران، آمده است و در 1375، پیش از تصویب لایحة تشکیل استان قزوین ، بخش بوئین زهرا با بخش آوج ، با یازده دهستان، شهرستان واحدی تشکیل دادند (www.encyclopaediaislamica.com).
این شهرستان با وسعتی حدود 5988 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 155889 است و در جنوب استان قزوین قرار دارد. در مقابل منطقه قاراقان با مساحت 2665 کیلومتر مربع و با تراکم جمعیت 37/17 کیلومتر مربع و جمعیت نزدیک به 39 هزار نفر جمعیت میباشد که کمی بیش از 25 درصد کل جمعیت شهرستان را تشکیل میدهد. مساحت منطقه نیز 45 درصد از کل مساحت شهرستان بوئین زهرا را تشکیل میدهد (سرشماری 1385، www.sci.org.ir). از کل جمعیت 155889 نفری این شهرستان در سال 1385 تعداد 59657 نفر یعنی حدود 2/38 درصد در مناطق شهری و 96232 نفر دیگر یعنی 8/61 درصد در مناطق روستایی سکونت دارند. از جمعیت 39 هزار نفری منطقه قاراقان، 77 درصد جمعیت ساکن نقاط روستایی و 23 درصد جمعیت ساکن نقاط شهری میباشند (سرشماری 1385). آنچه در این میان جلب توجه میکند این است که گلریز جمعیت قاراقان را در سال 1337 برابر با 73420 نفر ذکر کرده است که تقریبا با گذشت 50 سال از آن زمان جمعیتش نصف شده است.
نسبت جمعیت شهری به روستایی
|
|
شهرستان بویین زهرا |
منطقه قاراقان |
|
جمعیت شهری |
38/2 درصد |
23 درصد |
|
جمعیت روستایی |
61/8 درصد |
77 درصد |
نسبت سواد در جامعه روستایی شهرستان بدینگونه است که 96232 نفر، 21795 نفر یعنی حدود 23 درصد بیسوادو 77 درصد باسواد هستند. در مقابل درصد جمعیت بیسواد شهری 14 درصد و درصد جمعیت باسواد آن 86 درصد میباشد. میانگین منطقه قاراقان از این نیز پایین تر است بطوریکه نسبت سواد در مناطق شهری 75 درصد باسواد در مقابل 25 درصد بیسواد است و این نسبت در مناطق روستایی برابر است با 64 درصد باسواد در مقابل 36 درصد بیسواد میباشد. این نسبتها را در جدول زیر میتوان ملاصظه نمود (سرشماری 1385، www.sci.org.ir).
مقایسه وضعیت سواد قاراقان در مقایسه با میانگین کل شهرستان بوئین زهرا
|
|
شهرستان بویین زهرا |
منطقه قاراقان |
||
|
باسواد |
بیسواد |
باسواد |
بیسواد |
|
|
جمعیت شهری |
86 درصد |
14 درصد |
75 درصد |
25 درصد |
|
جمعیت روستایی |
77 درصد |
23 درصد |
64 درصد |
36 درصد |
مهمترین ویژگی جمعیتی قاراقان در پنجاه سال گذشته که بیش از هر چیز خونمایی میکند مسئله مهاجرت میباشد بطوریکه با توجه به آماری که گلریز در سال 1337 از میزان جمعیت قاراقان با تفکیک جمعیت روستایی آن میدهد بسیار نگران کننده است. زیرا جمعیت آن بعد از پنجاه سال با توجه به رشد بالای جمعیت کشور در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد یک دوم سال 1337 میباشد. این مسئله وقتی بیشتر بغرنج میشود که استان قزوین طی همان سالها یکی از کانون مهاجرپذیری کشور بوده است.
وضعیت اقلیمی و توپوگرافی
با توجه به پستي و بلنديها وٌ مناطق كوهستاني، قله هاي مرتفع، رود خانهها و چشمه سارها قاراقان معمولاَ داراي زمستانهاي سرد و پر برف و تابستانهاي معتدل و ييلاقي است و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا بیش از 2000 متر می باشد. همچنین میزان بارندگی سالانه منطقه 250 میلیمتر است. آب و هوای منطقه، سرد و کوهستانی است و از ویژگیهای آن تابستانهای گرم و زمستانهای سرد و سوزناک میباشد (www.qazvin.gov.ir).
کوههای قاراقان
دو کوه قیراقی داغ با ارتفاع 2898 متر، آغ داغ با ارتفاع 2878 متر از کوههای مرتفع و بزرگ قاراقان بشمار میروند. کوه آغ داغ در نزد مردم منطقه قداست بالایی داشته و از احترام زیادی در بین آنها برخوردار است (www.qaraqanli.blogfa.com).
از دیگر کوههای مرتفع و بلند قاراقان میتوان به کوههای آغداش، چچن، شیلر، شاه مسلم داغ و ... اشاره کرد و دو گردنه سلطان بلاغ و آوه نیز از گردنههای سخت و خطرناک قاراقان میباشند که بر سر راه قزوین همدان قرار دارد (گلریز، 1337: 961).
چشمه های قاراقان
قاراقان را با توجه به وجود چشمههای فراوان «سرزمین چشمههای جوشان[4]» نامیده اند. نامهایی چون «علی بولاغی»، «گلین بولاغی»، «دیلهبگ»، «قیرخ بولاغ»، «گؤی بولاغ»، «یان بولاغ»، «گیلهچاران» و دهها چشمه معروف دیگر نامهای آشنایی است که هوش از سر هر رهگذری میرباید. این منطقه از آب گرم 55 درجه تا چشمه سرد علی بولاغی با برودت بسیار بالا خالق شگفتی خارقالعادهای است. یکی از چشمههای مهم قاراقان چشمه «آبگرم قاراقان» میباشد که در شهر آبگرم (ایسسی سو) قرار دارد. آب این چشمه از دسته آبهای کلروه سدیک و بیکربناته کلسیک گرم با pH اسید و سیلیس است و در درمان دردهای عصبی ، سیاتیک، رماتیسم، عفونت های مجاری تنفسی ، تورم گلو و حلق و برنشیت مزمن موثر است. اين چشمه از مهمترين چشمه هاي آبگرم استان قزوين به شمار ميرود و هر ساله هزاران نفر براي استفاده از خواص درماني آب آن به اين منطقه مسافرت مي كنند.
قؤتور سو (Qotur Su): یکی دیگر از چشمههای آب گرم میباشد که آن نیز در شهر آبگرم قرار دارد و برای درمان بیماریهای پوستی مورد استفاده قرار میگیرد (www.qaraqanli.blogfa.com).
علی بولاغی: با توجه به قرار گرفتن در کنار رودخانه کؤلؤنگؤن و در دامنه کوه رحمان داغی، دیلهبک در دامنه آغ داغ دارای پتانسیل گردشگری فوقالعاده بالایی بوده و همه ساله در ایام تعطیل پذیرای میهمانان زیادی از شهرها و روستاهای اطراف میباشد. گلریز (1337) این رابطه مینویسد: در یک کیلومتری روستای مصرآباد و سمت راست رودخانه کولونگون چشمه بزرگی است که در حدود هشت سنگ تهران آب دارد و آبش بیاندازه زلال و گواراست. معروف است کسانی که به درد استخوان گرفتار باشند، اگر در آن آب فرو روند بهبودی حاصل خواهند کرد (گلریز، 1337: 961).
غارهای قاراقان
غار کوردلر قالاسی: غار کوردلر قالاسی در 140 کیلومتری جنوب غربی شهر قزوین در روستای « قلعه کرد » [کوردلر قالاسی] قرار دارد. دهانه این غار به شکل نیم دایره و به سمت جنوب شرقی است و ارتفاع آن حدود هشت متر و عرض آن نه متر است . این غار با یک راهرو به دهانه چاهی که عمود بر دهلیز اصلی است، منتهی میشود. پس از عبور از مدخل این چاه، به فضایی که دارای ستونهای قطور استالاکتیت و استالاکمیت در رنگ های مختلف است، میرسد. تالار اصلی غار به دهلیزها و شاخههای فرعی منتهی میشود که خود شاهکاری از طبیعت است و آویزههای آهکی بعضی از قسمتهای آن از سقف تا کف غار کشیده شده است. در کف غار نیز حوزههای کوچک آبی تشکیل شده و سنگهای سفید آهکی زیبای آن، توجه هر بینندهای را به خود جلب میکند.
غار عباس آباد: این غار در روستای عباسآباد در شهر آبگرم (ایسسی سو) قرار دارد. دهانه این غار به شکل نیم دایره به سمت جنوب میباشد و در نزدیکی جاده قزوین- همدان و در کنار رودخانه خرهرود و در تلاقی دو رودخانه خررود و آوا چای قرار دارد. این غار با دالان 50 متری با ارتفاع 20/1 متر به یک میدان بزرگ با ارتفاع 40-30 متری وارد شده و چند شاخه میشود. متاسفانه قسمتهای مختلف این غار حیرت انگیز مورد شناسایی قرار نگرفته و همچنان به صورت مکانی مرموز و اسرارآمیز باقی مانده است. گلریز در باره این غار مینویسد: در درون غار چاههای متعددی به عمق ده تا پانزده متر موجود است و در داخل هریک از آن چاهها، چاههای دیگری حفر شده است (گلریز 1337: 964).
رودهای قاراقان
رودهاي عمده ناحيه قاراقان عبارتند از: خره رود، كؤلؤنگؤن، آوا، خشکرود، حاجی عرب و رودک. خرهرود از رودهای دایمی و بزرگ قاراقان میباشد که از كوه هاي قزل داغ واقع در خمسه سرچشمه ميگيرد و به طرف شمال غربي جريان پيدا ميكند. این رود پس از دريافت آب رودخانههاي آوا و كؤلؤنگؤن و گذشتن از دهستانهاي افشاريه، رامند و زهرا، به سوي ساوجبلاغ جريان مييابد. در اين ناحيه، رودخانه هاي شور و كردان به آن مي پيوندد و رود شور نام ميگيرد. اين رود، پس از رسيدن به شهريار با دريافت آب رودخانة كرج و رودهاي ديگر، با نام رود شور به طرف شوره زارها و درياچه حوض سلطان مي رود و در نهایت وارد دریاچه نمک قم میشود. زمينهاي قاراقان از آب رودها و كاريزها مشروب ميشود. محصولات كشاورزي قاراقان را خیار، گوجه فرنگی، خربزه، هندوانه، گندم و جو، حبوبات، بادام و گردو، انگور و ... تشكيل ميدهد. دامپروری و دامداري نيز در مناطق روستایی رواج دارد.
_________________
منابع
حاجی آقامحمدی، عباس (1377)، سیمای استان قزوین ، قزوین : انتشارات طه
گلریز، محمد علی (1337)، مينو در يا باب الجنته قزوين، تهران: انتشارات دانشگاه تهران
نادری، تقی (1378)، سيماي بوئين زهرا (ويژگيهاي طبيعي،انساني واقتصادي)، قزوین: انتشارات بحرالعلوم
http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=2134
http://www.abfar-qazvin.com/?i=Aj0MOwJlBjJXZlRh
http://www.toponimler.blogspot.com/
http://www.sozumuz.blogspot.com/
http://www.qaraqanli.blogfa.com/post-13.aspx
www.qazvin.gov.ir
www.vojoudi.com/gallery/earthquake_boeen_zahra.htm - 14k
http://www.vojoudi.com/gallery/earthquake_boeen_zahra.htm
http://www.sci.org.ir/portal/faces/public/census85/census85.natayej/census85.jadavelmomtakhab
___________________________
[1] - Qaraqan
[2] - Ağ Salxım Ağacı
[3] - Qôroxan
[4]- Coşqun Bulağlar Yurdu
بو وئبلاگ آذربایجان یوردونون قاراقان بولگه سينین ادبی، مدنی، کولتورل و ایجتیماعی ساحه سينده چالیشماقا چالیشیر و بو یولدا بوتون یاردیم ائدن یولداشلارین الین سیخیر.